عباس اقبال آشتيانى

320

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

خواجه سعد الدّين در سلطانيه با يكديگر بنزاع برخاسته و همديگر را به برداشت اموال ديوانى متهم كرده بودند . با اينكه خواجه سعد الدين ايشان را با يكديگر آشتى داده و از آن دو قول گرفته بود كه ديگر از اين بابت كلامى بر زبان نياورند ايشان به خدمت خواجه رشيد الدين رفتند و او را از ما وقع آگاهى دادند و خواجه خدابنده را موقعى كه در بغداد بود بر قضيه مطلع ساخت . اولجايتو امر داد كه به محاكمهء دو وزير بپردازند و حساب ايشان را بكشند . گناه بر خواجه سعد الدين ثابت شد و او را با جماعتى از همدستان و عمال او در دهم شوال 711 در قريهء محول يك فرسخى بغداد بقتل رساندند « 1 » بعد از قتل خواجه سعد الدين اولجايتو به اشارهء خواجه رشيد الدين ، تاج الدين عليشاه را بمقام وزير مقتول برگزيد و قرار شد كه امور معاملات ديوانى با تاج الدين باشد و امور مشورتى و تدبير ملك با خواجه رشيد الدين و تاج الدين اوامر خواجه رشيد الدين را اطاعت كند . خواجه رشيد الدين اين‌بار باصلاح خرابيها كه در عهد استيلاى خواجه سعد الدين و ياران او روى كرده بود پرداخت و بانشاء قوانين تازه مشغول شد و هر ولايتى را به حاكمى امين سپرد ، از آن جمله قزوين و ابهر و زنجان و طارم عليا و سفلى را در عهدهء حمد اللّه مستوفى قزوينى مورخ و منشى معروف گذاشت و جلال الدين پسر خود را به حكومت اصفهان و پسر ديگر خويش يعنى امير عبد اللطيف را هم به وزارت ابو سعيد وليعهد سلطان كه در تاريخ 713 به حكومت خراسان منصوب شد فرستاد . لشكركشى اولجايتو بشام در 712 - در اول سال 712 چند نفر از امرا و سرداران الملك الناصر محمد سلطان مصر كه مشهورترين از ايشان يكى قراسنقر حكمران دمشق و ديگرى آغوش افرم صاحب حلب بودند از سلطان وحشت كرده با جماعتى از سواران خود به خدمت اولجايتو آمدند و اولجايتو را به لشگركشى بشام تشويق نمودند . اولجايتو كه حتى پيش از فتح گيلان اين خيال را در سر داشت به انجام نقشهء مزبور تصميم گرفت و با قشونى مهيا از موصل به طرف شط فرات حركت كرد و

--> ( 1 ) - حمد اللّه مستوفى در تاريخ اين واقعه مىگويد : شنبه عشر اول از شوال گشته منصرف * رفته از تاريخ هجرى سال ذال و يا الف در محول شد بفرمان خداوند جهان * بدر عمر خواجه سعد الدين محمد منخف